تبلیغات
غریب خانه ی یار ... - خورشیدِ من! برآی که وقت دمیدن است ..
غریب خانه ی یار ...
چراغ سر قبر زهرا .. کجایی؟
پنجشنبه 6 مهر 1391 :: نویسنده : admin

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان ..
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است !

دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر، گریبان دریدن است !

شامم سیه تر است ز گیسوی سرکِشَت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است ...

سوی تو این خلاصه گلزارِ زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

شعر امام خامنه‌ای برای امام زمان (عج) منتشر شده در روزنامه کیهان، مورخ شنبه ۲۵ تیر ماه ۹۰




نوع مطلب : آنجه از دل برآید ...، 
برچسب ها : امام زمان (عج)، امام خامنه ای،


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : admin
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :