تبلیغات
غریب خانه ی یار ... - قربانی ...
غریب خانه ی یار ...
چراغ سر قبر زهرا .. کجایی؟
پنجشنبه 4 آبان 1391 :: نویسنده : admin

پیشنهاد میکنم متن رو از توی خود پوستر بخونین.


خدایا!

ابراهیم را گفتی که عزیزترین فرزندش را قربانی کن، واو اسماعیل را مهیای قربان کرد . . . .


هنگامیکه پدر، کارد را به گلوی فرزندش نزدیک کرد، ندا آمد دست نگاه دار

ابراهیم آزمایش آزمایش خود را ولی اسماعیل هنوز به آن درجه تکامل نرسیده بود که قربان شود. استحقاق قربانی شود (استحقاق قربانی شدن نداشت)


زمان زیاد گذشت، تا قربانی کاملی، که عزیزترین فرزندان آدم بود.


به درجه ارزش قربانی شدن رسید، و در همان راه خدا قربانی شد
و او حسین بود.

خدایا تو به من دستور دادی که در راه تو قربانی شوم، فوراً اجابت کردم


ومشتاقانه به سوی قرارگاه عشق حرکت کردم . . . اما تو میخواستی که این قربانی
هر آنچه باشکوه تر باشد، لذا دوستانم را و فرزندانم را و عزیزترین
کسانم
را بقربانی پذیرفتی . . . . و مرا در (..نتونستم بخونم!..) اشتیاق منتظر گذاشتی . . . ـ


مصطفی چمران




نوع مطلب : آنجه از دل برآید ...، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : admin
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :