تبلیغات
غریب خانه ی یار ... - خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید !!
غریب خانه ی یار ...
چراغ سر قبر زهرا .. کجایی؟
دوشنبه 30 مرداد 1391 :: نویسنده : admin

مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، در خصوص انتظار فرج تمثیل ِ [ممکنه درحین خوندن مطلب، فراموش کنین که این یه مثال از دوران غیبته] زیبایی دارند که نقل آن آموزنده است ...


آن مرحوم میفرماید: پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت اینجا را مرتب کنید تا من برگردم.

خودش هم رفت پشت پرده ، از آنجا نگاه میکرد، می دید کی چه کار میکند، می نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند.

یکی از بچه ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی، یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.

یکی از بچه ها که شرور بود.. شروع کرد خانه را به هم ریختن؛ و داد و فریاد که من نمیگذارمکسی این جا را مرتب کند.

یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کردگریه و جیغ و داد که "آقا بیا، بیا" ... بیا ببین این نمیگذارد مرتب کنیم.

اما آن که زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده، تند و تند مرتب میکرد. همه جا را...

میدانست آقاش دارد توی کاغذ مینویسد. هی نگاه می کرد سمت پرده و می خندید. دلش هم تنگ نمی شد.

میدانست که آقاش همین جاست.

توی دلش هم گاهی می گفت اگر یک دقیقه دیر تر بیاید، باز من کارهای بهتر میکنم.

آن بچه شرور همه جا را هی میریخت به هم، هی هی میدید این خوشحال است، ناراحت ناراحت نمی شود.

وقتی همه جا را به هم ریخت، آن وقت آقا آمد.

ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندید ه بود، کلی چیز گیرش آمد.

زرنگ باش.. خنگ نباش. گیج نباش. شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش.

نگاه کن پرده و رد آقا را ببین و کار خوب کن.

خانه را مرتب کن تا آقا بیاید.





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : امام زمان (عج)، حاج اسماعیل دولابی،


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : admin
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :